تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٦
از همه اينها گذشته، «رسم الخط» تمام قرآنها اين است كه «ق» به صورت «مفرد» نوشته، در حالى كه «كوه قاف» را به صورت «قاف» مىنويسند.
از جمله امورى كه گواهى مىدهد ذكر اين حرف، از حروف مقطعه براى بيان عظمت قرآن است، اين كه بلافاصله بعد از آن سوگند به قرآن مجيد ياد كرده، مىفرمايد: «قسم به قرآن مجيد» «وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ».
«مجيد» از ماده «مجد» به معنى «شرافت گسترده» است، و از آنجا كه قرآن، عظمت و شرافتى بىپايان دارد، كلمه «مجيد» از هر نظر سزاوار آن است، ظاهرش زيبا، محتوايش عظيم، دستوراتش عالى، و برنامههايش آموزنده و حياتبخش است.
در اين كه اين قسم، به چه منظور ذكر شده؟ و به اصطلاح «مقسم له» چيست؟ مفسران احتمالات زيادى دادهاند، ولى با توجه به آيات بعد، به نظر مىرسد، جواب قسم همان مسأله «نبوت» پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله يا «رستاخيز» انسانها بعد از مرگ است. «١»
***
پس از آن به بيان پارهاى از ايرادهاى بى اساس كفار و مشركان عرب پرداخته، از ميان آنها به دو ايراد اشاره مىكند:
نخست مىگويد: «بلكه آنها تعجب كردند كه پيامبرى انذارگر، از خود آنها آمده، و كافران گفتند: اين چيز عجيبى است»؟! «بَلْ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقالَ الْكافِرُونَ هذا شَيْءٌ عَجِيبٌ».
اين ايرادى است كه قرآن بارها به آن و پاسخ آن اشاره كرده، و تكرار آن نشان مىدهد كه از ايرادهاى اصلى كفار بوده كه همواره آن را تكرار مىكردهاند.