تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧
سپس، به زير درختى كه در آنجا بود آمد، و با مردم تجديد بيعت كرد، و از آنها خواست كه در پيكار با مشركان كوتاهى نكنند، و كسى پشت به ميدان جهاد نكند. «١»
آوازه اين بيعت، در «مكّه» پيچيد، «قريش» سخت به وحشت افتاد و «عثمان» را آزاد كرد.
چنان كه مىدانيم: اين «بيعت» به عنوان «بيعت رضوان» (بيعت خشنودى خداوند) معروف شد، و لرزه بر اندام مشركان انداخت، و نقطه عطفى در تاريخ اسلام بود.
آيات مورد بحث، درباره اين ماجرا سخن مىگويد.
نخست مىفرمايد: «خداوند از مؤمنان هنگامى كه در زير درخت، با تو بيعت كردند، راضى و خشنود شد» «لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ».
هدف از اين «بيعت» انسجام هر چه بيشتر نيروها، تقويت روحيه، تجديد آمادگى رزمى، سنجش افكار، و آزمودن ميزان فداكارى دوستان وفادار بود.
اين بيعت، روح تازهاى در كالبد مسلمين دميد؛ چرا كه دست به دست پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مىدادند، و از صميم دل اظهار وفادارى مىكردند.
خداوند، به اين مؤمنان فداكار و ايثارگر، كه در اين لحظه حساس با پيامبر صلى الله عليه و آله بيعت كردند، چهار پاداش بزرگ داد كه از همه مهمتر همين پاداش، يعنى رضايت و خشنودى او بود، همان گونه كه در آيه ٧٢ سوره «توبه» نيز مىخوانيم: وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ: «و (خشنودى و) رضاى خدا، (از همه نعمتهاى بهشتى) برتر است».