تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥١
در روايات اسلامى، تعداد كبائر مختلف ذكر شده، در بعضى، تعداد آنها هفت گناه (قتل نفس، عقوق والدين، رباخوارى، بازگشت به دار الكفر بعد از هجرت، نسبت زنا به زنان پاكدامن دادن، خوردن مال يتيم و فرار از جهاد). «١»
و در بعضى ديگر تعداد آن هفت گناه شمرده شده، با اين تفاوت كه به جاى عقوق والدين كُلَّما أَوْجَبَ اللَّهُ عَلَيْهِ النَّارَ: «آنچه خداوند دوزخ را براى آن واجب كرده» ذكر شده است.
در بعضى ديگر، تعداد آنها ده گناه، و در بعضى، نوزده گناه، و در بعضى، تعداد بسيار بيشترى ديده مىشود. «٢»
اين تفاوت در شمارش تعداد كبائر، به خاطر آن است كه همه گناهان كبيره نيز يكسان نيست، بلكه بعضى از اهميت بيشترى برخوردار است، و به تعبير ديگر «اكبر الكبائر» است، بنابراين تضادى در ميان آنها وجود ندارد.
***
٣- خودستائى و تزكيه نفس
زشتى اين كار تا حدى است كه اين مطلب به صورت يك ضربالمثل درآمده كه: تَزْكِيَةُ الْمَرْءِ نَفْسَهُ قَبِيْحَةٌ: «خودستائى زشت و ناپسند است».
سرچشمه اصلى اين عمل ناپسند، عدم شناخت خويشتن است؛ چرا كه اگر انسان خود را به خوبى بشناسد، كوچكى خود را در برابر عظمت پروردگار، و ناچيز بودن اعمالش را در برابر مسئوليتهاى سنگينى كه بر عهده دارد، و نعمتهاى عظيمى را كه خدا به او بخشيده بداند، هرگز گام در جاده خودستائى نخواهد گذاشت.