تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٧
نخست مىفرمايد: «ما آسمانها و زمين و آنچه را در ميان آن دو است، در شش روز (شش دوران) آفريديم، و در خلقت آنها هيچ گونه تعب و ضعفى به ما نرسيد»! «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ».
«لُغُوب» به معنى تعب و خستگى است.
بديهى است كسى كه قدرتش محدود است، اگر بخواهد كارى انجام دهد كه بيش از توان او باشد، خسته و درمانده و وامانده مىشود، ولى در مورد وجودى كه قدرتش نامحدود و توانائيش بىنهايت است، اين امور مفهومى ندارد.
بنابراين، كسى كه قادر است بى هيچ گونه تعب و رنج، اين آسمان و زمين با عظمت، و اين همه كرات و كواكب و كهكشانها را ايجاد كند، توانائى دارد كه انسان را بعد از مردن، بار ديگر به حيات بازگرداند و لباس زندگى در اندامش بپوشاند.
بعضى، براى اين آيه، شأن نزولى نقل كردهاند كه: «يهود» چنين مىپنداشتند:
خداوند، آسمانها و زمين را در شش روز (شش روز هفته!) آفريد، سپس روز شنبه به استراحت پرداخت، و يك پاى خود را به روى پاى ديگر انداخت! و به همين دليل، اينطور نشستن را نامطلوب مىشمرند و مخصوص خدا مىدانند! آيه فوق نازل شد «١» و به اين گونه خرافات مضحك پايان داد.
ولى، اين شأن نزول مانع از اين نيست كه آيه، مسأله امكان معاد را تعقيب كند، در عين اين كه دليلى است بر توحيد و علم و قدرت پروردگار، كه آسمان و زمين را با اين همه عجائب و شگفتىها و ميليونها ميليون، موجودات زنده، و