تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٨
اما اين معنى، نه تنها متناسب آيات گذشته و آيهاى كه بلافاصله بعد از اين آيه مىآيد نيست، بلكه با تبرئه كردن شيطان خودش را از گناه اغواى انسانها كه در چند آيه بعد مىآيد، نيز سازگار نمىباشد؛ چرا كه طبق اين تفسير، شيطان اعتراف به مسئوليت خويش در اغواى مجرمان مىكند، در حالى كه در آيات آينده مىخوانيم: قالَ قَرِينُهُ رَبَّنا ما أَطْغَيْتُهُ وَ لكِنْ كانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ: «قرين او مىگويد: پروردگارا! من او را به طغيان وانداشتم، ولى او خود در گمراهى دور و درازى بود» و كاملًا با آن تضاد دارد.
تفسير سومى، نيز در اينجا گفته شده كه از همه بعيدتر به نظر مىرسد، و هيچ قرينهاى بر آن گواهى نمىدهد، و آن اين كه منظور از «قرين» دوستان و همنشينهايى از بشر است.
***
سپس، خداوند دو فرشته مأمور ثبت اعمال را مخاطب ساخته مىگويد: «در جهنم بيفكنيد هر كافر خود خواه متكبر و لجوجى را» «أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ».
«عنيد» از ماده «عناد» به معنى تكبر، خودپسندى و عدم تسليم در برابر حق است.
در اين كه اين دو نفر كه مخاطب به اين خطاب هستند كيانند؟ باز تفسيرهاى گوناگونى شده است، جمعى، تفسير فوق را برگزيدهاند، در حالى كه بعضى ديگر مخاطب را «خازنان دوزخ» (دو نفر از مأموران جهنم) مىدانند.
بعضى نيز گفتهاند: ممكن است مخاطب، تنها يك نفر باشد، همان شهيد و گواهى كه همراه مجرم، وارد عرصه محشر مىشود، و در آيات قبل به آن اشاره شده، و تثنيه آوردن فعل، براى تأكيد است، گوئى دو بار تكرار مىكند: الْقِ الْقِ: