تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٢
غرور و غفلت و خود برتربينى و تفكرات جاهلى نيز، انگيزههاى ديگرى براى اين كار زشت است.
خودستائى، از آنجا كه بيانگر اعتقاد انسان به كمال خويشتن است، مايه عقبماندگى او است؛ چرا كه رمز تكامل، «اعتراف به تقصير» و قبول وجود نقصها و ضعفها است.
به همين دليل، اولياى خدا هميشه معترف به تقصير خود در برابر وظائف الهى بودند، و مردم را از خودستائى و بزرگ شمردن اعمال خويش نهى مىكردند.
در حديثى از امام باقر عليه السلام در تفسير آيه مورد بحث (فَلاتُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ) آمده است: لايَفْتَخِرُ أَحَدُكُمْ بِكَثْرَةِ صَلاتِهِ وَ صِيامِهِ وَ زَكاتِهِ وَ نُسُكِهِ، لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى: «هيچ كس از شما نبايد به فزونى نماز و روزه و زكات و مناسك حج و عمره افتخار كند؛ زيرا خداوند پرهيزگاران شما را از همه بهتر مىشناسد». «١»
اميرمؤمنان على عليه السلام در يكى از نامههائى كه براى «معاويه» نوشته، و مسائل بسيار مهمى را در آن يادآورى كرده، مىفرمايد: وَ لَوْ لَا مَا نَهَى اللَّهُ عَنْهُ مِنْ تَزْكِيَةِ الْمَرْءِ نَفْسَهُ لَذَكَرَ ذَاكِرٌ فَضَائِلَ جَمَّةً تَعْرِفُهَا قُلُوبُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَا تَمُجُّهَا آذَانُ السَّامِعِينَ: «اگر نه اين بود كه خداوند از خودستائى نهى كرده، گويندهاى، فضائل فراوانى را بر مىشمرد كه دلهاى آگاه مؤمنان با آن آشناست، و گوشهاى شنوندگان از شنيدنش ابا نمىنمود» (منظور از گوينده خود امام عليه السلام است). «٢»
در اين زمينه، بحث مشروحى در جلد سوم، ذيل آيه ٤٩ سوره «نساء» نيز