تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٧
منتهى شدن تمام خطوط به پروردگار سخن مىگويد، و در آيات مورد بحث، كه تنها به ذكر يك مطلب مىپردازد، سخن از مجازات و هلاكت دردناك چهار قوم از اقوام ستمگر پيشين است، كه هشدارى است براى آنها كه از دستورات گذشته سرپيچى مىكنند، و به مبدأ و معاد ايمان ندارند. «١»
نخست مىفرمايد: «آيا انسان خبر ندارد كه در كتب پيشين آمده است:
خداوند قوم «عاد نخستين» را هلاك كرد»؟! «وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ عاداً الْأُولى».
توصيف قوم «عاد» به «الاولى» (نخستين)، يا به خاطر قدمت اين قوم است، به طورى كه در ميان عرب معمول است هر چيز قديمى را «عادى» مىگويند، و يا به خاطر آن است كه در تاريخ، دو قوم «عاد» وجود داشتهاند، و قوم معروف كه پيامبرشان حضرت هود عليه السلام بود همان «عاد نخستين» است. «٢»
***
پس از آن مىافزايد: «همچنين خداوند قوم ثمود را بر اثر طغيانشان هلاك كرد، و احدى از آنها را باقى نگذارد» «وَ ثَمُودَ فَما أَبْقى».
***
سپس درباره قوم «نوح» مىفرمايد: «و نيز قوم نوح را قبل از آنها هلاك كرد» «وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ».
«چرا كه آنها از همه ظالمتر و طغيانگرتر بودند» «إِنَّهُمْ كانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغى».
زيرا پيامبرشان نوح عليه السلام در مدتى طولانىتر از تمام انبياء به تبليغ آنان پرداخت، با اين حال جز تعداد كمى به دعوت او پاسخ نگفتند، و در شرك و