تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨١
مىگويد: پروردگارا! من او را به طغيان وا نداشتم، و به اجبار در اين راه نياوردم، او خودش با ميل و اراده خويش اين راه را برگزيد، و در ضلال و گمراهى دور و درازى بود» «قالَ قَرِينُهُ رَبَّنا ما أَطْغَيْتُهُ وَ لكِنْ كانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ».
اين تعبير، شبيه چيزى است كه در آيه ٢٢ سوره «ابراهيم» آمده است كه شيطان براى تبرئه خويشتن مىگويد: وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ: «من هيچ گونه سلطهاى بر شما نداشتم، جز اين كه دعوتتان كردم و شما نيز پذيرفتيد، بنابراين مرا سرزنش نكنيد، خود را سرزنش كنيد»!.
البته شيطان نمىخواهد نقش خود را در اغواى انسان به كلى انكار كند، بلكه مىخواهد اين امر را ثابت كند كه اجبارى در كار نبوده، و انسان با ميل و رغبت خويش وسوسههاى او را پذيرفته، بنابراين تضادى با آيه لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ: «من همه آنها را اغوا مىكنم» «١» ندارد.
***
گرچه در اين آيات، تنها سخن از دفاع شيطان به ميان آمده، و سخنى از اعتراض كفار بر شيطان ديده نمىشود، ولى، به قرينه سائر آيات قرآن كه آنها در قيامت با هم جر و بحث مىكنند، و به قرينه آيه بعد، گفتار طرفين اجمالًا روشن مىشود؛ زيرا در آيه بعد مىخوانيم: «خدا مىفرمايد: نزد من جدال و مخاصمه نكنيد- من قبلًا به شما اتمام حجت كردهام- و شما را از اين سرنوشت شوم با خبر ساختهام» «قالَ لاتَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ».
اشاره به اينكه، از يكسو به شيطان گفتهام: اذْهَبْ فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزاؤُكُمْ جَزاءً مَوْفُوراً: «برو! هر كس از انسانها از تو پيروى كند، جهنم