تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٠
عجيبى براى در هم شكستن آنها داشته، ولى اكنون كه قدم در شهر و ديار او گذاردهاند، چنان مرعوب شود كه پيشنهاد صلح كند، چه پيروزى از اين برتر، كه بىآنكه حتى قطره خونى از دماغ كسى بريزد، چنين تفوقى بر دشمن حاصل گردد؟!
بدون شك، ماجراى «صلح حديبيه» در سراسر جزيره «عربستان»، شكستى براى «قريش»، و فتحى براى مسلمين محسوب مىشد، كه تا آن حد، توانسته بودند از دشمن زهر چشم بگيرند.
جمعى از مفسران براى اين آيه «شأن نزولى» ذكر كردهاند، و آن اين كه:
مشركان «مكّه» چهل نفر را در جريان «حديبيه»، براى ضربه زدن به مسلمانان، به طور مخفيانه بسيج كردند، كه با هوشيارى مسلمانان توطئه آنها نقش بر آب شد، مسلمين همگى را دستگير كرده خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آوردند و پيامبر صلى الله عليه و آله آنها را رها كرد.
بعضى عدد آنها را ٨٠ نفر نوشتهاند كه از كوه «تنعيم» به هنگام نماز صبح، و با استفاده از تاريكى مىخواستند به مسلمانان يورش برند.
بعضى نيز گفتهاند: در آن هنگام كه پيامبر صلى الله عليه و آله در سايه درخت نشسته بود تا پيمان صلح را با نماينده «قريش» تنظيم كند، و على عليه السلام مشغول نوشتن بود، ٣٠ نفر از جوانان «مكّه» با اسلحه به او حملهور شدند، كه به طرز معجزه آسائى توطئه آنها خنثى گشت، همگى دستگير شدند اما حضرت آنها را آزاد فرمود. «١»
مطابق اين شأن نزول، جمله «مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ»، اشاره به پيروزى بر اين گروه است، در حالى كه مطابق تفسير سابق، منظور پيروزى كلى لشكر