تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٩
نخست مىفرمايد: «كسانى كه ايمان به آخرت ندارند، فرشتگان را دختر (خدا) نامگذارى مىكنند» «إِنَّ الَّذِينَ لايُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنْثى».
آرى، اين سخن زشت و شرمآور، تنها از كسانى سر مىزند كه به حساب و جزاى اعمال معتقد نيستند، كه اگر عقيده داشتند، اين چنين جسورانه سخن نمىگفتند، سخنى كه كمترين دليلى بر آن ندارند، بلكه دلائل عقلى نشان مىدهد، نه خداوند فرزندى دارد، نه فرشتگان دخترند.
تعبير به «تَسْمِيَةَ الْأُنْثى»، اشاره به همان است كه در آيات قبل گفته شد، كه اين سخنان نامهائى است بىمحتوا، و اسمائى است بىمسمى، و به عبارت ديگر، از حدود نامگذارى تجاوز نمىكند، و هيچ واقعيتى را در بر ندارد.
***
پس از آن به يكى از دلائل روشن بطلان اين نامگذارى اشاره كرده، مىافزايد: «آنها به اين سخن علم و يقين ندارند، بلكه از ظن و گمان بىپايه پيروى مىكنند حال آن كه گمان هرگز انسان را بىنياز از حق نمىكند، و كسى را به حق نمىرساند» «وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لايُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً».
انسان متعهد و معتقد، هرگز سخنى را بدون علم و آگاهى نمىگويد، و نسبتى را به كسى بىدليل نمىدهد، تكيه بر گمان و پندار، كار شيطان و انسانهاى شيطان صفت است، و قبول خرافات و موهومات، نشانه انحراف و بىعقلى است.
روشن است واژه «ظن» (گمان)، دو معنى متفاوت دارد: گاه به معنى گمانهاى بىپايه است، كه طبق تعبيرات آيات قبل هم رديف «هواى نفس و