تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٥
اسلام از نظر ارزش انسانى تفاوتى دارند، و نه فرشتگان، دختر و پسر دارند، و نه اصلًا آنها فرزندان خدا هستند، و نه خدا اصولًا فرزندى دارد، اينها فرضياتى است بىپايه، بر اساس فرضيههاى بىپايه ديگر، اما براى اثبات ضعف فكر و منطق اين خرافهپرستان، بهترين پاسخ است.
***
در آخرين آيه مورد بحث، قرآن با قاطعيت مىگويد: «اينها فقط نامهائى است كه شما و پدرانتان بر آنها گذاشتهايد (نامهائى بىمحتوى و اسمهائى بىمسمى) و هرگز خداوند دليل و حجتى بر آن نازل نكرده است» «إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ». «١»
نه دليلى از عقل بر آن داريد، و نه دليلى از طريق وحى الهى، و جز يك مشت اوهام و خرافات و الفاظ تو خالى چيزى نيست.
و در پايان مىافزايد: «آنها فقط از گمانهاى بىاساس و هواى نفس پيروى مىكنند» و اين موهومات همه زائيده پندار و هوا است «إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ». «٢»
«در حالى كه هدايت از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است» «وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى».
اما چشم مىبندند و به آن پشت مىكنند، و در ظلمات اين اوهام غوطهور مىشوند.
***