تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٠
به تعبير ديگر: «شورى» مطلبى است، و تحميل فكر و عقيده كردن مطلب ديگر، آيه مورد بحث «تحميل فكر» را نفى مىكند، نه «مشورت» را.
در اين كه منظور از «فسوق» در آيه فوق چيست؟ بعضى آن را تفسير به «كذب و دروغ» كردهاند، ولى با توجه به گسترش مفهوم لغوى آن، و عدم وجود قيد در آيه، هر گونه گناه و خروج از طاعت را شامل مىگردد، بنابراين تعبير به «عصيان» بعد از آن، به عنوان تأكيد است، همان گونه كه جمله زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ: «آن را در دل شما زينت داده» تأكيدى است بر جمله حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ: «ايمان را محبوب شما قرار داد».
بعضى، «فسوق» را اشاره به «گناهان كبيره» مىدانند، در حالى كه «عصيان» را اعم دانستهاند، ولى اين تفاوت نيز دليلى ندارد.
به هر حال، در پايان آيه، به صورت يك قاعده كلى و عمومى مىفرمايد:
«كسانى كه واجد اين صفاتند (ايمان در نظرشان محبوب و مزين، و كفر و فسق و عصيان در نظرشان منفور است) هدايت يافتگانند» «أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ» يعنى اگر اين موهبت الهى، (عشق به ايمان و نفرت از كفر و گناه) را حفظ كنيد، و اين پاكى و صفاى فطرت را آلوده نسازيد، رشد و هدايت بى شك در انتظار شماست.
قابل توجه اين كه: جملههاى قبل، به صورت خطاب به مؤمنين بود، اما اين جمله، از آنها به صورت غايب ياد مىكند، اين تفاوت تعبير، ظاهراً براى آن است كه نشان دهد اين حكم اختصاص به ياران پيامبر صلى الله عليه و آله ندارد، بلكه يك قانون همگانى است، كه هر كس در هر عصر و زمان صفاى فطرت خويش را حفظ كند، اهل نجات و هدايت است.
***