تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٢
تفسير:
سوگند به آسمان و چين و شكنهاى زيبايش!
اين آيات نيز، همچون آيات گذشته با سوگند شروع مىشود، و از اختلافات كافران پيرامون قيامت و رستاخيز، و مسائل مختلف ديگر، از جمله شخص پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و مسأله توحيد سخن مىگويد.
نخست مىفرمايد: «سوگند به آسمان كه داراى چين و شكنهاى زيبا است» «وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ».
براى «حُبُك» (بر وزن كتب) جمع «حباك» (بر وزن كتاب)، در لغت معانى بسيارى گفته شده، از جمله: راهها و چين و شكنهائى كه بر اثر بادها روى رملهاى بيابان، و يا صفحه آب، و يا ابرهاى آسمان پيدا مىشود.
به موهاى «مجعد» نيز «حبك» گفته مىشود.
گاه «حبك» را به معنى زيبائى و زينت تفسير كردهاند.
و همچنين به معنى شكل موزون و مرتب.
و ريشه اصلى آن كه «حبك» (بر وزن كبك) است، به معنى بستن و محكم كردن است. «١»
به نظر مىرسد، همه اين معانى به يك معنى باز مىگردد، و آن چين و شكنهاى زيبائى است كه در ميان امواج، ابرهاى آسمان، رملهاى بيابان و موهاى سر پيدا مىشود.
و اما تطبيق اين معنى بر آسمان، يا به خاطر اشكال مختلف تودههاى ستارگان و صورتهاى فلكى (مجموعههائى از ستارگان ثابت را كه شكل خاصى به خود گرفته، صورت فلكى مىنامند) است.