تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٨
همه امور اين جهان به ذات پاك او، مىافزايد: «و نيز آمده است او است كه مىخنداند و مىگرياند» «وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى». «١»
***
«و او است كه مىميراند و زنده مىكند» «وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْيا».
***
«و او است كه دو زوج مذكر و مؤنث را مىآفريند» «وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى».
***
«از نطفهاى كه خارج مىشود و در قرارگاه رحم مىريزد» «مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنى».
اين چند آيه، در حقيقت بيان جامع و توضيح جالبى است براى مسأله انتهاى همه امور به ربوبيت و تدبير پروردگار، زيرا مىگويد: مرگ و حيات شما به دست او است، تداوم نسلها از طريق آفرينش زوجين نيز به تدبير او است، همچنين تمام حوادثى كه در طول زندگى انسان رخ مىدهد از ناحيه او است، او مىگرياند يا مىخنداند، مىميراند يا زنده مىكند، و به اين ترتيب سر رشته زندگى از آغاز تا انجام همه به ذات پاكش منتهى مىگردد.
در حديثى، مفهوم خنده و گريه در اين آيه توسعه داده شده و در تفسير آن چنين مىگويد: أَبْكَى السَّماءُ بِالْمَطَرِ، وَ أَضْحَكَ الارْضُ بِالنَّباتِ: «خداوند آسمان را با باران مىگرياند، و زمين را با گياهان مىخنداند»!. «٢»
بعضى از شعراء همين مضمون را در شعر خود آوردهاند:
إِنَّ فَصْلَ الرَّبِيْعِ فَصْلٌ جَمِيْلٌ تَضْحَكُ الارْضُ مِنْ بُكاءِ السَّماءِ!
«فصل بهار فصل زيبائى است» «چرا كه زمين از گريه آسمان مىخندد!»
قابل توجه اين كه، از ميان تمام افعال انسان، روى مسأله خنده و گريه تكيه شده است، چرا كه اين دو وصف مخصوص انسان است، و در جانداران ديگر، يا اصلًا وجود ندارد، و يا بسيار نادر است.
چگونگى فعل و انفعالها و دگرگونىهائى كه در جسم انسان به هنگام خنده و گريه رخ مىدهد، و ارتباط آنها با دگرگونىهاى روحى، بسيار پيچيده و شگفتانگيز است، و در مجموع مىتواند آيت روشنى از آيات مدبريت حق باشد، علاوه بر تناسبى كه اين دو، با مسأله حيات و مرگ دارند.
و به هر حال، انتهاى تمام امور به تدبير و ربوبيت خداوند، منافاتى با اصل اختيار و آزادى اراده انسان ندارد، چرا كه اختيار و آزادى نيز از ناحيه او است، و به او منتهى مىگردد.
***
بعد از ذكر امورى كه مربوط به ربوبيت و تدبير پروردگار است، به امر «معاد» پرداخته مىگويد: «آيا انسان خبر ندارد كه در كتب پيشين آمده: بر خداوند است ايجاد عالم ديگر»؟! «وَ أَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرى».
«نَشْأَة» به معنى آفرينش و تربيت چيزى است، «نشاة اخرى» چيزى جز رستاخيز نيست.
تعبير به «عَلَيْهِ» (بر خداوند لازم است) از اين نظر است كه، وقتى پروردگار حكيم انسانها را آفريد، و وظائفى بر دوش آنها گذارد، و به همه آزادى داد، و در اين ميان افرادى مطيع و غير مطيع، و افرادى ظالم و افرادى مظلوم وجود داشتند، و هيچ يك در اين جهان به پاداش و كيفر نهائى خود نرسيدند، حكمتش ايجاب