تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٧
مىانجامد، و در ادامه راه به طور كامل در «جهل» فرو مىروند. و جمع ميان اين دو تعبير- سهو و غمره- در آيه فوق، ممكن است اشاره به آغاز و انجام اين حركت باشد.
به اين ترتيب، منظور از «خَرّاصون» كسانى است كه غرق جهل و نادانى خويشند، و براى فرار از زير بار حق، هر روز بهانه و سخن بىاساسى را عنوان مىكنند.
***
و لذا «پيوسته سؤال مىكنند: روز جزا چه وقت است؟ و قيامت كى خواهد آمد»؟ «يَسْئَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ».
تعبير به «يَسْئَلُون» به صورت «فعل مضارع»، دليل بر اين است كه اين سؤال را مرتب، مطرح مىكردند، در حالى كه اصولًا بايد وقت قيام قيامت مخفى و مكتوم باشد، تا هر كس در هر زمان، احتمال وقوع آن را بدهد، و اثر تربيتى ايمان به قيامت كه خودسازى و آمادگى مداوم است، حاصل گردد.
اين سخن، به آن مىماند كه بيمارى از طبيب مرتباً سؤال كند، پايان عمر من چه روزى خواهد بود؟ هر كس اين سؤال را، بىاساس مىداند، و مىگويد: مهم اين است كه بدانى مرگ حق است، تا خود را درمان كنى، مبادا گرفتار «مرگ زودرس» شوى!
ولى، آنها هدفى جز استهزاء، يا بهانهجوئى نداشتند، نه اين كه راستى مىخواستند تاريخ قيامِ قيامت را، پيدا كنند.
***
با اين حال، قرآن به آنها پاسخ كوبندهاى داده، مىگويد: «قيامت آن روزى است كه آنها را بر آتش مىسوزانند»! «يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ».