تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٦
از اين تعبير استفاده مىشود كه، دو بار «نزول» رخ داده و اين ماجرا مربوط به نزول دوم است.
«سِدْرَة» (بر وزن حرفة)، مطابق آنچه غالب مفسران و علماى لغت گفتهاند، درختى است پر برگ و پر سايه، و تعبير به «سدرة المنتهى» اشاره به درخت پر برگ و پر سايهاى است كه در اوج آسمانها، در منتها اليه عروج فرشتگان، ارواح شهداء، علوم انبياء، و اعمال انسانها قرار گرفته، جائى كه ملائكه پروردگار از آن فراتر نمىروند، و «جبرئيل» نيز در سفر «معراج»، به هنگامى كه به آن رسيد، متوقف شد.
درباره «سدرة المنتهى»- هر چند در قرآن مجيد توضيحى نيامده،- ولى در اخبار و روايات اسلامى توصيفهاى گوناگونى پيرامون آن آمده، و همه بيانگر اين واقعيت است كه انتخاب اين تعبير، به عنوان يك نوع تشبيه، و به خاطر تنگى و كوتاهى لغات ما از بيان اين گونه واقعيات بزرگ است.
در حديثى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده است كه: رَأَيْتُ عَلى كُلِّ وَرَقَةٍ مِنْ أَوْراقِها مَلَكاً قائِماً يُسَبِّحُ اللَّهَ تَعالى: «من بر هر يك از برگهاى آن فرشتهاى ديدم كه ايستاده بود و تسبيح خداوند را مىكرد». «١»
در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: انْتَهَيْتُ الى سِدْرَةِ الْمُنْتَهى، وَ اذاً الوَرَقَةُ مِنْها تُظِلُّ امَّةً مِنَ الامَمِ: «من به سدرة المنتهى رسيدم، و ديدم هر برگى از آن مىتواند بر امتى سايه بيفكند»!. «٢»
اين تعبيرات نشان مىدهد كه، هرگز، منظور درختى شبيه آنچه در زمين