تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٥
برخورد با چنين حوادثى را به مسلمانان آموخت). «١»
بعضى ديگر گفتهاند: دو نفر از «انصار» با هم خصومت و اختلافى پيدا كرده بودند، يكى از آنها به ديگرى گفت: من حقم را به زور از تو خواهم گرفت؛ زيرا جمعيت قبيله من زياد است! و ديگرى گفت: براى داورى نزد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله مىرويم. نفر اول نپذيرفت، و كار اختلاف بالا گرفت، و گروهى از دو قبيله با دست و كفش و حتى شمشير به يكديگر حمله كردند، آيات فوق نازل شد (و وظيفه مسلمانان را در برابر اين گونه اختلافات روشن ساخت). «٢»
***
تفسير:
مؤمنان برادر يكديگرند
قرآن، در اينجا به عنوان يك قانون كلى و عمومى براى هميشه و همه جا مىگويد: «هر گاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، در ميان آنها صلح بر قرار سازيد» «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما». «٣»
درست است كه «اقْتَتَلُوا» از ماده «قتال» به معنى جنگ است، ولى در اينجا قرائن گواهى مىدهد كه هر گونه نزاع و درگيرى را شامل مىشود، هر چند به مرحله جنگ و نبرد نيز نرسد، بعضى از شأن نزولها كه براى آيه نقل شده بود، نيز اين معنى را تأييد مىكند.