تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٣
است به ديگرى منتقل سازد.
***
٣- پاسخ به چند سؤال
در اينجا سؤالاتى مطرح است كه بايد به آن پاسخ داد:
نخست اين كه اگر بهره هر كس در قيامت تنها حاصل سعى او است، پس «شفاعت» چه معنى دارد؟
ديگر اين كه در آيه ٢١ سوره «طور» در مورد بهشتيان مىخوانيم: أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ: «ما فرزندان آنها را نيز به آنها ملحق مىسازيم» در حالى كه «ذرّيه» تلاشى در اين راه نكردهاند.
از اين گذشته، در روايات اسلامى آمده، كه هر گاه كسى اعمال خيرى انجام دهد، نتيجه او به فرزندان او مىرسد.
پاسخ همه اين سؤالات، يك جمله است، و آن اين كه: قرآن مىگويد:
انسان بيش از سعى و كوشش خود حق ندارد، ولى اين مانع از آن نخواهد بود كه از طريق لطف و تفضل پروردگار، نعمتهائى به افراد لايق داده شود، «استحقاق» مطلبى است و «تفضل» مطلبى ديگر، همان گونه كه حسنات را ده برابر و گاه صدها يا هزاران برابر، پاداش مىدهد.
از اين گذشته، «شفاعت»- چنان كه در جاى خود گفتهايم- بىحساب نيست، آن هم نياز به نوعى سعى و تلاش، و ايجاد رابطهاى معنوى با شفاعت كننده دارد، همچنين در مورد الحاق فرزندان بهشتيان به آنها نيز قرآن در همان آيه مىگويد: وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ: «اين در صورتى است كه فرزندان آنها در ايمان از آنها پيروى كنند».
***