تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٢
به خدا به طور قطع دريابد.
آرى، منطق نيرومند اسلام، و محتواى غنى و پر بار آن، ايجاب مىكند:
سرانجام اديان شركآلود را جاروب كند، اديان آسمانى تحريف يافته را در برابر خود به خضوع وا دارد، و با جاذبه عميق خود، دلها را به سوى اين آئين خالص جلب و جذب نمايد.
در اين كه منظور از اين پيروزى، «پيروزى منطقى» است يا «پيروزى نظامى»؟ در ميان مفسران گفتگو است:
«جمعى» معتقدند: اين پيروزى: تنها «پيروزى منطقى و استدلالى» است، و اين امر حاصل شده است؛ چرا كه اسلام از نظر قدرت منطق و استدلال، بر همه آئينهاى موجود برترى دارد.
در حالى كه «جمعى ديگر»، پيروزى را به معنى «غلبه ظاهرى» و غلبه قدرت گرفتهاند، و موارد استعمال اين كلمه (يُظْهِرَ) نيز دليل بر غلبه خارجى است، و به همين دليل، مىتوان گفت: علاوه بر مناطق بسيار وسيعى كه امروز در شرق و غرب و شمال و جنوب عالم در قلمرو اسلام قرار گرفته، و هم اكنون بيش از ٤٠ كشور اسلامى با جمعيتى حدود يك ميليارد نفر، زير پرچم اسلام قرار دارند، زمانى فرا خواهد رسيد كه همه جهان، رسماً زير اين پرچم قرار مىگيرد، و اين امر به وسيله قيام مهدى (ارواحنا فداه) تكميل مىگردد، چنان كه در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده است كه: لايَبْقى عَلى ظَهْرِ الارْضِ بَيْتُ مَدَرٍ وَ لا وَبَرٍ الَّا ادْخَلَهُ اللَّهُ كَلِمَةَ الاسْلامِ: «در سراسر روى زمين، خانهاى از سنگ و گل، يا خيمههائى از كرك و مو، باقى نمىماند، مگر اين كه خداوند اسلام را در آن وارد مىكند»!. «١»