تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٢
***
٢- سوء استفاده از مفاد آيه
چنان كه گفتيم، اين آيات به قرينه آيات قبل و بعد، ناظر به تلاشهاى انسان براى امور آخرت است، ولى، با اين حال چون بر اساس يك حكم مسلم عقلى است، مىتوان نتيجه آن را تعميم داد و تلاشهاى دنيا را نيز مشمول آن دانست، و همچنين پاداشها و كيفرهاى دنيوى را.
اما اين به آن معنى نيست كه بعضى از كسانى كه تحت تأثير مكتبهاى سوسياليستى قرار گرفتهاند، به آن استناد جسته بگويند: مفهوم آيه اين است كه مالكيت تنها از طريق كار حاصل مىشود، و بر قانون ارث و مضاربه و اجاره و مانند آن خط بطلان كشند.
عجب اين كه، آنها دم از اسلام مىزنند و به آيات قرآن نيز استدلال مىكنند، در حالى كه مسأله ارث از اصول قطعى اسلام است، و همچنين زكات و خمس، در حالى كه نه وارث، تلاش و كوششى براى اموال مورث خود انجام داده، و نه مستحقين خمس و زكات، و نه در موارد وصايا و نذر و مانند آن، در حالى كه همه اين امور در قرآن مجيد آمده است.
و به تعبير ديگر، اين يك اصل است، ولى غالباً در برابر هر اصل، استثناء وجود دارد، فى المثل، ارث بردن «فرزند» از «پدر» يك اصل است، اما هر گاه پسر قاتل پدر باشد، و يا از اسلام بيرون رود، از ارث ممنوع خواهد شد.
همچنين، رسيدن نتيجه تلاش هر كس به او يك اصل است، اما مانعى ندارد كه طبق قرارداد اجاره، كه يكى از اصول قرآنى است، «١» آن را در برابر چيزى كه مورد رضاى طرفين است واگذار كند، يا از طريق وصيت و نذر كه آن نيز در قرآن