تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٤
***
«در حالى كه آخرت و دنيا تنها از آن خدا است» «فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَ الْأُولى».
عالم اسباب بر محور اراده او مىچرخد، و هر موجودى هر چه دارد از بركت وجود او است، شفاعت از ناحيه او، و حل مشكلات نيز به دست قدرت او است.
قابل توجه اين كه، نخست از آخرت سخن مىگويد، و بعد، از دنيا؛ چرا كه بيشترين چيزى كه فكر انسان را به خود مشغول مىدارد نجات در آخرت است، و حاكميت خدا در سراى ديگر از اين سرا آشكارتر مىباشد.
و به اين ترتيب، قرآن مشركان را به كلى از شفاعت بتها و حل مشكلات به وسيله آنها مأيوس و نوميد مىكند، و اين بهانه را از دست آنها مىگيرد كه، ما به اين علت آنها را پرستش مىكنيم كه شفيعان ما در درگاه خدا باشند: «وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ». «١»
در تفسير دو آيه فوق، احتمال ديگرى نيز وجود دارد، و آن توجه دادن به وجود پروردگار، از طريق عدم دسترسى انسان به آرزوها و خواستههايش، چرا كه در آيه اول به صورت يك استفهام انكارى مىگويد: «آيا انسان به همه آرزوهاى خود دست مىيابد»؟!، و چون جواب اين سؤال قطعاً منفى است؛ زيرا انسان هرگز به بسيارى از آرزوهايش نائل نمىشود، و به اصطلاح آن را به گور مىبرد، اين نشان مىدهد تدبير اين عالم به دست ديگرى است، و اراده او است كه حاكم بر اين جهان مىباشد، و لذا در آيه دوم مىگويد: «اين در حالى است كه آخرت و دنيا از آن خدا است».
اين معنى شبيه همان چيزى است كه در گفتار معروف على عليه السلام آمده است: