تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٣
افراد نيرنگ باز انتظار دوستان زياد، و نه افراد بىادب انتظار شرف و آبرو». «١»
به همين دليل، هنگامى كه در زندگى پيشوايان بزرگ اسلام دقت مىكنيم، مىبينيم دقيقترين نكات مربوط به ادب را،- حتى با افراد كوچك- رعايت مىكردند.
اصولًا دين، مجموعهاى است از آداب: ادب در برابر خدا، ادب در مقابل پيامبر صلى الله عليه و آله و پيشوايان معصوم عليهم السلام، ادب در مقابل استاد و معلم، و پدر و مادر، و عالم و دانشمند.
حتى دقت در آيات قرآن مجيد، نشان مىدهد، خداوند با آن عظمت مقام هنگامى كه با بندگان خود سخن مىگويد، آداب را كاملًا رعايت مىكند!
جائى كه چنين است، تكليف مردم در مقابل خدا و پيغمبرش روشن است.
در حديثى مىخوانيم: «هنگامى كه آيات آغاز سوره «مؤمنون» نازل شد، و يك سلسله آداب اسلامى را به آنها دستور داد، از جمله مسأله خشوع در نماز، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه قبلًا به هنگام نماز، گاه به آسمان نظر مىافكند، ديگر سر بر نمىداشت، و دائماً به زمين نگاه مىفرمود». «٢»
در مورد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نيز اين موضوع تا آن حد مهم است، كه قرآن صريحاً در آيات فوق مىگويد: صدا را بلندتر از صداى پيامبر صلى الله عليه و آله كردن، و در مقابل او جار و جنجال راه انداختن، موجب حبط اعمال، و از بين رفتن ثواب است.
روشن است، تنها رعايت اين نكته در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله كافى نيست، بلكه امور ديگرى كه از نظر سوء ادب، همانند صداى بلند و جار و جنجال است نيز، در محضرش ممنوع است، و به اصطلاح فقهى، در اينجا بايد «الغاء خصوصيت» و «تنقيح مناط» كرد، و اشباه و نظائر آن را به آن ملحق نمود.