تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٤
سوى انسان، و نيز تأكيد مجددى است بر «مسأله عدالت پروردگار»؛ چرا كه آتش جهنم هر قدر سوزان باشد، و مجازات آن دردناك، چيزى جز نتيجه اعمال خود انسانها، و اشكال تبدل يافته آن نيست.
***
نكتهها:
١- مجرمان را چگونه به دوزخ مىبرند؟
بدون شك، بردن آنها به سوى آتش دوزخ، توأم با تحقير و ذلت و زجر و عذاب است، ولى در آيات مختلف قرآن، تعبيرات گوناگونى در اين باره ديده مىشود:
در سوره «حاقه» آيات ٣٠ و ٣١ مىخوانيم: خُذُوهُ فَغُلُّوهُ* ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ: «او را بگيريد و در غل و زنجير كنيد* سپس در آتش دوزخ وارد سازيد».
و در سوره «دخان» آيه ٤٧ چنين آمده: خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ: «او را بگيريد و با شدت به ميان جهنم برانيد»!
و در آيات متعددى تعبير به «سوق» و راندن شده است، مانند: آيه ٨٦ سوره «مريم»: وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلى جَهَنَّمَ وِرْداً: «مجرمان را (همچون شتران تشنهكامى كه به سوى آبگاه مىروند) به سوى جهنم مىرانيم».
و به عكس، پرهيزكاران و متقين را با نهايت احترام و اكرام، به سوى بهشت مىبرند، فرشتگان الهى به استقبال آنها مىشتابند، درهاى بهشت به روى آنها گشوده مىشود، خازنان بهشت به آنها سلام و خوش آمد مىگويند، و بشارت سكونت جاودان را در بهشت به آنها مىدهند. «١»
به اين ترتيب، نه تنها «بهشت» و «دوزخ» كانون «مهر» و «قهر» خدا است،