تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩
تعبير به «قَرِيْباً» تأييدى است بر اين كه منظور «فتح خيبر» است؛ زيرا اين فتح، در آغاز سال هفتم هجرت، به فاصله چند ماه بعد از ماجراى «حديبيه» تحقق يافت.
***
چهارمين نعمتى كه به دنبال «بيعت رضوان» نصيب مسلمانان شد، غنائم فراوان مادى بود، چنان كه در آيه بعد مىفرمايد: «پاداش ديگر، غنائم كثيرى است كه آن را به دست مىآورند» «وَ مَغانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَها».
يكى از اين غنائم، همان «غنائم خيبر» بود كه در فاصله كوتاهى به دست مسلمانان افتاد، و با توجه به ثروت بىحساب «يهودِ خيبر»، اين غنائم از اهميت فوقالعادهاى، برخوردار بود.
ولى محدود ساختن غنائم، به «غنائم خيبر»، دليل قطعى ندارد، و مىتواند غنائم ساير جنگهاى اسلامى را كه بعد از «فتح حديبيه» رخ داد، در بر گيرد.
و از آنجا كه بايد مسلمانان به اين وعده الهى كاملًا اطمينان كنند، در آخر آيه مىافزايد: «خداوند شكستناپذير و حكيم است» «وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً».
اگر به شما دستور داد كه در «حديبيه» صلح كنيد، بر اساس حكمت بود، حكمتى كه گذشتِ زمان، پرده از اسرار آن برداشت، و اگر به شما وعده فتح قريب و غنائم كثير مىدهد، اين توانائى را دارد كه به وعدههاى خود جامه عمل بپوشاند.
به اين ترتيب، مسلمانانِ با ايمان و ايثارگر، در سايه «بيعت رضوان» و اعلام وفادارى به پيامبر صلى الله عليه و آله در آن ساعات حساس، پيروزى دنيا و آخرت را به دست آوردند، در حالى كه منافقان بىخبر و ضعيفالايمانهاى ترسو در آتش حسرت سوختند!
اين سخن را با گفتارى از اميرمؤمنان على عليه السلام پايان مىدهيم: او به هنگامى كه