تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٣
هفتاد مرتبه از خدا طلب آمرزش مىكردند». «١»
***
پس از آن به سومين وصف پرهيزگاران بهشتى اشاره كرده، مىافزايد: «در اموال آنها حقى براى سائل و محروم بود» «وَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ».
تعبير به «حق» در اينجا يا به خاطر اين است كه خداوند بر آنها لازم شمرده است (مانند زكات و خمس و سائر حقوق واجب شرعى)، و يا آنها خود بر خويشتن الزام كرده و تعهد نمودهاند، و در اين صورت غير حقوق واجب را نيز شامل مىگردد.
بعضى معتقدند: اين آيه، تنها ناظر به قسم دوم است، و حقوق واجب را شامل نمىشود؛ زيرا حقوق واجب در اموال همه مردم است، اعم از پرهيزگاران و غير آنها، و حتى كفار، بنابراين، وقتى مىگويد: در اموال آنها چنين حقى است، يعنى علاوه بر واجبات، آنها بر خود لازم مىدانند كه در راه خدا از اموال خويش به سائلان و محرومان انفاق كنند، ولى، مىتوان گفت: فرق نيكوكاران با ديگران، آن است كه آنها اين حقوق را ادا مىكنند، در حالى كه ديگران مقيد به آن نيستند.
اين نيز گفته شده كه تعبير به «سائل» در مورد حقوق واجب است؛ چرا كه حق سؤال و مطالبه دارد، و تعبير به «محروم» در حقوق مستحب است، كه حق مطالبه در آن نيست.
«فاضل مقداد» در «كنز العرفان» تصريح مىكند: منظور از «حَقٌّ مَعْلُوم»، حقى است كه خود آنها در اموالشان قرار مىدهند، و خويشتن را موظف به آن مىدانند. «٢»