تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩١
الهى است، چرا كه اين آيه با صراحت مىگويد: «او از روى هوى سخن نمىگويد، هر چه مىگويد وحى است».
حديث جالب زير، شاهد ديگرى بر اين مدعا است:
«سيوطى» كه از دانشمندان معروف اهل سنت است در تفسير «درّ المنثور» چنين نقل مىكند: «روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله دستور داد، تمام درهاى خانههائى كه به داخل مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله گشوده مىشد، (جز در خانه على عليه السلام) بسته شود، اين امر، بر مسلمانان گران آمد، تا آنجا كه «حمزه» عموى پيغمبر صلى الله عليه و آله از اين كار گله كرد، كه چگونه در خانه عمويت و «ابوبكر» و «عمر» و «عباس» را بستى، اما در خانه پسرعمويت را باز گذاردى؟ (و او را بر ديگران ترجيح دادى).
هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله متوجه شد، اين امر بر آنها گران آمده است، مردم را به مسجد دعوت فرمود، و خطبه بىنظيرى در تمجيد و توحيد خداوند ايراد كرد، سپس افزود: يا أَيُّهَا النَّاسُ ما أَنَا سَدَدْتُها، وَ لا أَنَا فَتَحْتُها، وَ لا أَنَا أَخْرَجْتُكُمْ وَ أَسْكَنْتُهُ، ثُمَّ قَرَأَ «وَ النَّجْمِ إِذا هَوى ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحى»: «اى مردم! من شخصاً درها را نبستم و نگشودم، و من شما را از مسجد بيرون نكردم، و على را ساكن ننمودم (آنچه بود وحى الهى و فرمان خدا بود)، سپس اين آيات را تلاوت كرد: «وَ النَّجْمِ إِذا هَوى ... إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحى». «١»
اين حديث كه بيانگر مقام والاى اميرمؤمنان على عليه السلام در ميان تمام امت اسلامى بعد از شخص پيامبر است، نشان مىدهد، نه تنها گفتههاى پيامبر صلى الله عليه و آله بر طبق وحى است، بلكه اعمال و كردار او نيز چنين است.
***