تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٤
اما تقوا، مركبى است راهوار و آرام، كه صاحبانش بر آن سوار مىشوند، زمام آنها را به دست مىگيرند، و تا قلب بهشت پيش مىتازند»!. «١»
مطابق اين تشبيه لطيف، «تقوا» همان حالت خويشتندارى و كنترل نفس و تسلط بر شهوات است، در حالى كه بى تقوائى همان تسليم شدن در برابر شهوات سركش و از بين رفتن هر گونه كنترل بر آنها است.
و در جاى ديگرى مىفرمايد: اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ التَّقْوَى دَارُ حِصْنٍ عَزِيزٍ وَ الْفُجُورَ دَارُ حِصْنٍ ذَلِيلٍ لَا يَمْنَعُ أَهْلَهُ وَ لَا يُحْرِزُ مَنْ لَجَأَ إِلَيْهِ أَلَا وَ بِالتَّقْوَى تُقْطَعُ حُمَةُ الْخَطَايَا: «بدانيد اى بندگان خدا! تقوا قلعهاى است محكم و شكستناپذير، اما فجور و گناه حصارى است سست و بىدفاع، كه اهلش را از آفات نجات نمىدهد و كسى كه به آن پناهنده شود در امان نيست، بدانيد! انسان تنها به وسيله تقوا از گزند گناه مصون مىماند». «٢»
و باز در جاى سومى مىافزايد: فَاعْتَصِمُوا بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّ لَهَا حَبْلًا وَثِيقاً عُرْوَتُهُ وَ مَعْقِلًا مَنِيعاً ذِرْوَتُهُ: «چنگ به تقواى الهى بزنيد، كه رشتهاى است محكم، و دستگيرهاى است استوار، و پناهگاهى است مطمئن»!. «٣»
از لابلاى مجموع اين تعبيرات، حقيقت و روح تقوا به خوبى روشن مىشود.
اين نكته نيز لازم به يادآورى است كه، تقوا ميوه درخت ايمان است و به همين دليل، براى به دست آوردن اين سرمايه عظيم، بايد پايه ايمان را محكم ساخت
البته، ممارست بر اطاعت، و پرهيز از گناه، و توجه به برنامههاى اخلاقى،