تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٨
سپس، مىافزايد: «خداوند مىدانست آنچه در درون قلب آنها از صداقت و ايمان و آمادگى و وفادارى نسبت به اين پيمان نهفته است، و لذا سكينه و آرامش را بر آنها نازل كرد» «فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ».
آن چنان آرامشى كه در ميان انبوه دشمنان در نقطه دور دستى از شهر و ديار خود، در ميان سلاحهاى آماده آنها، با نداشتن اسلحه كافى (چون براى زيارت آمده بودند نه براى جنگ) ترس و وحشتى به دل راه نمىدادند، و همچون كوه، استوار و پا بر جا ايستاده بودند.
و اين دومين موهبت الهى نسبت به آنها بود.
اصولًا الطاف خاص و امدادهاى الهى، شامل حال كسانى مىشود كه داراى خلوص نيت، و صدق و صفاى باطن، باشند.
لذا در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: إِنَّ الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ الْفَقِيرَ لَيَقُولُ يَا رَبِّ ارْزُقْنِي حَتَّى أَفْعَلَ كَذَا وَ كَذَا مِنَ الْبِرِّ وَ وُجُوهِ الْخَيْرِ، فَإِذَا عَلِمَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ ذَلِكَ مِنْهُ بِصِدْقِ نِيَّةٍ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلَ مَا يَكْتُبُ لَهُ لَوْ عَمِلَهُ، إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ كَرِيمٌ: «بنده مؤمن فقير گاه مىگويد: خداوندا! به من روزى ده، تا چنين و چنان از كارهاى خير و نيك انجام دهم، هر گاه خداوند صدق نيت از او بداند، همان پاداشى را براى او مىنويسد، كه اگر توانائى داشت انجام مىداد؛ چرا كه خداوند داراى رحمت واسعه و كريم است». «١»
و در پايان اين آيه، به سومين موهبت اشاره كرده، مىفرمايد: «و فتح نزديكى به عنوان پاداش نصيب آنها فرمود» «وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً».
آرى، اين فتح كه به گفته اكثر مفسران «فتح خيبر» بود (هر چند بعضى آن را فتح «مكّه» شمردهاند) سومين پاداش الهى براى اين مؤمنان ايثارگر بود.