تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤
ولى، اين سؤال پيش مىآيد كه اگر چنين است، پس چرا پيامبر صلى الله عليه و آله كراراً از ياران خود، يا تازه مسلمانان بيعت گرفت؟ كه دو نمونه آن در قرآن صريحاً آمده است ( «بيعت رضوان» در اينجا و بيعت با اهل «مكّه» كه در سوره «ممتحنه» به آن اشاره شده است)؟
در پاسخ مىگوئيم: بدون شك اين بيعتها يك نوع تأكيد بر وفادارى بوده كه در مواقع خاصى انجام مىگرفته، و مخصوصاً براى مقابله با بحرانها و حوادث سخت از آن استفاده مىشده است، تا در سايه آن روح تازهاى در كالبد افراد دميده شود، چنان كه تأثيرهاى شگرف آن را در «بيعت رضوان» در بحثهاى گذشته خوانديم.
ولى، در بيعتهائى كه براى خلفا مىگرفتند، بيعت به عنوان پذيرش مقام خلافت بود، هر چند به عقيده ما، خلافت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله چيزى نبود كه از طريق بيعت مردم انجام گيرد، بلكه تنها از سوى خداوند و به وسيله شخص پيامبر صلى الله عليه و آله يا امام پيشين بيان مىشد.
و به همين دليل، بيعتى را كه مسلمانان با على عليه السلام يا امام حسن عليه السلام يا امام حسين عليه السلام كردند، آن نيز جنبه تأكيد بر وفادارى داشت و شبيه بيعتهاى پيامبر صلى الله عليه و آله بود.
***
٤- آيا در حال حاضر نيز بيعت به عنوان يك اصل اسلامى قابل قبول است؟
يا به تعبير ديگر آيا مىتوان بيعت را تعميم داد، و مثلًا فلان جمعيت، يك فرد لائق و واجد شرائط شرعى را برگزينند (به عنوان فرمانده لشكر، رئيس جمعيت، و يا رئيس حكومت) و با او بيعت كنند؟ آيا اين گونه بيعتها مشمول احكام شرعى بيعت مىباشد؟!