تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١
دفاع او را بر عهده مىگرفت.
«ابن خلدون» در مقدمه «تاريخ» خود، مىگويد: كانُوا اذا بايَعُوا الامِيْرَ جَعَلَ ايْدِيَهُمْ فِى يَدِهِ تَأكِيْداً فَاشْبَهَ ذلِكَ فِعْلَ الْبايِع وَ الْمُشْتَرِى: «هنگامى كه بيعت با امير مىكردند، براى تأكيد دست در دست او مىگذاشتند، و اين شبيه كار فروشنده و خريدار بود». «١»
قرائن نشان مىدهد كه بيعت از ابداعات مسلمين نيست، بلكه سنتى بوده كه قبل از اسلام، در ميان عرب رواج داشته است، و به همين دليل، در آغاز اسلام كه طايفه «اوس» و «خزرج» در موسم حج از «مدينه» به «مكّه» آمدند، و با پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در «عقبه» بيعت كردند، برخورد آنها با مسأله بيعت برخورد با يك امر آشنا بود، بعد از آن پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نيز در فرصتهاى مختلف، با مسلمانان تجديد بيعت كرد، كه يك مورد از آن همين «بيعت رضوان» در «حديبيه» بود، و از آن گستردهتر بيعتى بود كه بعد از «فتح مكّه» انجام گرفت، كه در تفسير سوره «ممتحنه» شرح آن به خواست خدا خواهد آمد.
اما چگونگى «بيعت»، به طور كلى از اين قرار بوده كه، «بيعت كننده» دست به دست «بيعت شونده» مىداده، و با زبان حال، يا قال اعلام اطاعت و وفادارى مىنمود، و گاه در ضمن بيعت، شرائط و حدودى براى آن قائل مىشد، مثلًا بيعت تا پاى مال، تا سر حد جان، يا تا سر حد همه چيز حتى از دست دادن زن و فرزند.
گاه بيعت تا سر حد عدم فرار، و گاه تا سرحد موت بود (اتفاقاً اين هر دو معنى در مورد «بيعت رضوان» در تواريخ آمده است).
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله «بيعت زنان» را نيز مىپذيرفت، اما نه از طريق دست دادن،