تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٣
لَنْ تُقاتِلُوا مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفِينَ: «بگو: شما هيچ گاه با من خارج نخواهيد شد! و هرگز همراه من، با دشمن نخواهيد جنگيد! شما نخستين بار به كنارهگيرى راضى شديد، اكنون نيز با متخلفان بمانيد»!
در حالى كه آيه مورد بحث، از آنها دعوت به پيكار در ميدان سخت و سهمگين ديگرى مىكند؟
ولى با توجه به اين كه آيه سوره «توبه» مربوط به متخلفان جنگ «تبوك» است، كه پيامبر صلى الله عليه و آله از آنها قطع اميد كرده بود، و آيه مورد بحث از متخلفان «حديبيه» سخن مىگويد، كه هنوز از آنها قطع اميد نشده بود، پاسخ اين سؤال روشن مىگردد.
***
و از آنجا كه در ميان متخلفان افرادى بودند كه به خاطر نقص عضو يا بيمارى، به راستى قدرت بر شركت در جهاد نداشتند، و نبايد حق آنها در اين ميان ناديده گرفته مىشد، در آخرين آيه مورد بحث، معذور بودن آنان را مشخص ساخته است.
به خصوص اين كه بعضى از مفسران نقل كردهاند: بعد از نزول آيه قبل، و تهديد متخلفان به «عذاب اليم»، جمعى از معلولين يا بيماران، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمده و عرض كردند: اى رسول خدا صلى الله عليه و آله! تكليف ما در اين ميان چيست؟ در اينجا اين آيه نازل شد و حكم آنها را چنين بازگو كرد: «بر نابينا و لنگ و بيمار گناهى نيست اگر در ميدان جهاد شركت نكنند» «لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ».
تنها جهاد نيست كه مشروط به قدرت و توانائى است، تمام تكاليف الهى