تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦
سران و بزرگان خود اطاعت كرديم و ما را گمراه ساختند، و به جاى ما تصميم گرفتند»!: رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا. «١»
خلاصه اين كه بلاى «توجيهگرى»، بلائى است فراگير كه گروه عظيمى از مردم، اعم از عوام و خواص را در برگرفته، و خطر بزرگ آن اين است كه راههاى اصلاح را به روى گنهكاران مىبندد، و گاه واقعيتها را حتى در نظر خود انسان دگرگون جلوه مىدهد.
بسيارند كسانى كه «ترس و جبن» خود را به عنوان «احتياط»، «حرص» را به «تأمين آينده»، «تهور» را به «قاطعيت»، «ضعف نفس» را به «حيا»، «بىعرضگى» را به «زهد»، «ارتكاب حرام» را به «كلاه شرعى»، «فرار از زير بار مسئوليت» را به «ثابت نبودن موضوع» و «ضعفها و كوتاهىها» ى خود را به «قضا و قدر» توجيه مىكنند، و چه دردناك است كه انسان با دست خود، راه نجات را به روى خود ببندد؟!
گرچه اين مفاهيم هر كدام در جاى خود معنى صحيحى دارد، ولى اشكال در اين است كه آن را تحريف كرده، و نتيجه وارونه مىگيرند، و چه زيانهاى عظيمى كه از اين رهگذر، به جوامع بشرى و خانوادهها و افراد رسيده است؟!
خداوند همه ما را از اين بلاى بزرگ و خانمان سوز حفظ كند (آمين).
***