تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥
عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً: «و گروهى از آنان از پيامبر اجازه مىخواستند و مىگفتند: خانههاى ما بىحفاظ است!، در حالى كه بىحفاظ نبود؛ آنها فقط مىخواستند (از جنگ) فرار كنند». «١»
٣- گاه به اين بهانه، كه اگر ما به جنگ روميان برويم، ممكن است زيبارويان رومى، دل ما را بربايند، و به حرام بيفتيم! اجازه عدم شركت در جنگ را از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخواستند: وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي: «بعضى از آنها مىگويند: به ما اجازه ده (تا در جنگ شركت نكنيم) و ما را به گناه نيفكن»!. «٢»
٤- و گاه به اين عنوان كه اموال و زن و فرزند، ما را گرفتار و به خود مشغول ساخته، گناه بزرگ فرار از اطاعت فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله را توجيه مىكردند (آيات مورد بحث).
٥- شيطان نيز با يك مقايسه غلط، نافرمانى صريح خود را در برابر خداوند توجيه كرد گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفريدهاى و آدم را از گل»! چگونه ممكن است موجودى شريفتر براى موجودى پستتر سجده كند!: أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ. «٣»
٦- در عصر جاهليت نيز، براى توجيه جنايت بزرگ «فرزند كُشى» مىگفتند: از اين مىترسيم كه در جنگها دختران ما به دست دشمنان بيفتند، غيرت ناموسى ما ايجاب مىكند كه نوزادان دختر را زير خاك پنهان كنيم!، و گاه مىگفتند: اگر فرزندانمان زنده بمانند، قادر بر تأمين زندگى آنها نيستيم!. «٤»
حتى از بعضى از آيات قرآن بر مىآيد كه، گناهكاران براى توجيه گناهان خود، در قيامت نيز به امورى متشبث مىشوند، از جمله اين كه: «پروردگارا! ما از