تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤
معترف به گناه، غالباً به سراغ توبه مىرود، اما مصيبت، زمانى شروع مىشود كه پاى توجيهگرىها در ميان آيد، كه نه تنها راه توبه را به روى انسان مىبندد، بلكه، او را در گناه راسختر و جرىتر مىسازد.
اين توجيهگرى، گاه براى حفظ آبرو و جلوگيرى از رسوائى در برابر مردم است، اما از آن بدتر، زمانى است كه براى فريب وجدان صورت گيرد.
اين توجيهگرى، مطلب تازهاى نيست، و نمونههاى مختلف آن را در تمام طول تاريخ بشر، مىتوان يافت، كه چگونه جنايتكاران بزرگ تاريخ، براى فريب خود يا ديگران، دست به توجيهات مضحكى مىزدند كه هر انسانى را غرق تعجب مىكند.
قرآن مجيد كه درس بزرگ تربيت و انسانسازى است، در اين باره بحثهاى فراوانى دارد كه نمونهاى از آن را در آيات فوق خوانديم.
بد نيست نمونههاى ديگرى نيز براى تكميل اين بحث مورد بررسى قرار دهيم:
١- مشركان عرب براى توجيه شرك خود، گاه متوسل به رسم نياكان مىشدند و مىگفتند: إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ: «ما پدران خود را بر آئينى يافتيم و به آثار آنان اقتدا مىكنيم»!. «١»
و گاه به نوعى جبر متوسل شده مىگفتند: لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا وَ لا آباؤُنا: «اگر خدا مىخواست، نه ما مشرك مىشديم و نه پدران ما»!. «٢»
٢- گاه مؤمنان ضعيف الايمان براى فرار از جنگ، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله مىآمدند، و به اين عنوان كه خانههاى ما در و ديوار درستى ندارد و آسيب پذير است، صحنه را خالى مىكردند: وَ يَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا