تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١
شما زينت مىدهد.
آرى، «خداوند به تمام اعمالى كه انجام مىدهيد خبير و آگاه است» «بَلْ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً».
بلكه، از اسرار درون سينهها و نيات شما نيز به خوبى با خبر است، او به خوبى مىداند كه اين عذر و بهانهها واقعيت ندارد، آنچه واقعيت دارد شك و ترديد و ترس و ضعف ايمان شما است، و اين عذرتراشىها بر خدا مخفى نمىماند، و هرگز مانع مجازات شما نمىشود.
جالب اين كه هم از لحن آيات، و هم از تواريخ، استفاده مىشود كه اين آيات در اثناء بازگشت پيامبر صلى الله عليه و آله به «مدينه» نازل شد، يعنى پيش از آنكه متخلفان بيايند و عذرتراشى كنند، پرده از روى كار آنها برداشت و رسوايشان كرد!
***
سپس، براى توضيح بيشتر، پردهها را كاملًا كنار زده، مىافزايد: «بلكه شما گمان كرديد پيامبر و مؤمنان، هرگز به خانوادههاى خود باز نخواهند گشت» «بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُؤْمِنُونَ إِلى أَهْلِيهِمْ أَبَداً».
آرى، علت عدم شركت شما در اين سفر تاريخى، مسأله اموال و زن و فرزند نبود، بلكه عامل اصلى، سوء ظنى بود كه به خدا داشتيد، و با محاسبات غلط خود، چنين فكر مىكرديد: اين سفر، سفر پايانى عمر پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان است و بايد از آن كنارهگيرى كرد.
آرى، «اين پندار غلط و اين وسوسههاى شيطانى در دل شما زينت يافته بود» «وَ زُيِّنَ ذلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ».
«و گمان بد كرديد» «وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ».
چرا كه فكر مىكرديد: خداوند پيامبرش را به اين سفر فرستاده، و آنها را به