تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٥
به سجده افتادند، طبق روايتى، تنها كسى كه سجده نكرد «وليد بن مغيره» بود، كه (شايد نمىتوانست براى سجده كردن خم شود) كفى از خاك برداشت و پيشانى را بر آن گذاشت و اين گونه سجده كرد!
اين تعجب ندارد كه حتى بتپرستان به سجده افتاده باشند؛ چرا كه لحن گيراى اين سوره، از يكسو، محتواى هيجانانگيز آن از سوى ديگر، و تهديدهاى وحشتناك نسبت به مشركان از سوى سوم، و خارج شدن اين آيات مبارك از دهان پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در نخستين مرحله نزول وحى از سوى چهارم، آن چنان گيرا و مؤثر و پر نفوذ بود، كه هر دلى را بى اختيار تحت تأثير خود قرار داد، و حجابهاى عناد، لجاج، تعصب و خودخواهى را هر چند موقت، كنار زد، و نور توحيد را در قلوب پرتوافكن كرد.
اگر خود ما نيز اين سوره را با دقت و تأمل، و با حضور قلب و توجه تلاوت كنيم، و خود را در برابر پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و در جوّ نزول آيات بينگاريم، مىبينيم، قطع نظر از عقائد خاص اسلامى، چارهاى جز اين نداريم كه وقتى به آخرين آيه برسيم، به سجده بيفتيم، و در پيشگاه حق سر تعظيم فرود آريم.
اين نخستين بار نيست كه قرآن در قلوب منكران نيز اثر مىگذارد، و آنها را بىاختيار مجذوب خود مىكند، چنان كه در داستان «وليد بن مغيره» آمده است كه وقتى آيات سوره «فصّلت» را شنيد، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله اين آيه را تلاوت فرمود: «فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ» از جا برخاست، لرزيد و مو بر تنش راست شد، به خانه آمد به گونهاى كه مشركان پنداشتند او كاملًا مجذوب آئين محمّد صلى الله عليه و آله شده است.
بنابراين، هيچ نيازى نيست كه بگوئيم چون بعضى از شياطين جن، يا انسانهاى شيطان صفت، به هنگام تلاوت «أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى ...»، كه