تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٩
و ديار را زير و رو كرديم، و بارانى از سنگ و از گلهاى متحجر و متراكم بر آنها فرو فرستاديم».
در تفسير «على بن ابراهيم» آمده است: «مؤتفكه» (شهر زير و رو شده) شهر «بصره» است، زيرا در روايتى مىخوانيم: اميرمؤمنان على عليه السلام آنها را مخاطب ساخته فرمود: يا أَهْلَ الْبَصْرَةِ وَ يا أَهْلَ الْمُؤْتَفِكَةِ وَ يا جُنْدَ الْمَرْأَةِ وَ أَتْباعَ الْبَهِيْمَةِ: «اى اهل بصره! و اى اهل سرزمين زير و رو شده! اى لشكر زن، و اى پيروان شتر»! (اشاره به جنگ «جمل» است كه سردمدار، «عايشه» بود و مردم «بصره» به دنبال شتر او راه افتادند). «١»
ولى، معلوم است: اين تعبير در كلام اميرمؤمنان على عليه السلام از باب نوعى تطبيق است نه تفسير، شايد در آن زمان مردم اين شهر شباهتهائى از نظر اخلاق و يا مجازات الهى با قوم «لوط» داشتهاند.
***
در پايان اين بحث، به مجموعه نعمتهائى كه در آيات گذشته آمده است، اشاره كرده و در شكل يك استفهام انكارى مىفرمايد: «در كداميك از نعمتهاى پروردگارت شك و ترديد دارى»؟ «فَبِأَىِّ آلاءِ رَبِّكَ تَتَمارى».
آيا در نعمت حيات، يا اصل نعمت آفرينش، و يا اين نعمت كه خداوند كسى را به جرم ديگرى مجازات نمىكند، و خلاصه آنچه در صفحه پيشين آمده و در قرآن نيز تأكيد شده است، شك و ترديد دارى؟.
آيا در اين نعمت كه خداوند شما را از مجازاتهاى اقوام پيشين بر كنار داشته، و عفو و رحمتش را شامل حال شما كرده است، ترديد دارى؟
و يا در نعمت نزول قرآن و مسأله رسالت و ايمان و هدايت؟!