تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧١
در اينجا تفسير ديگرى است كه «أَقْنى» را نقطه مقابل «أَغْنى» قرار مىدهد، يعنى غنى و فقر در دست قدرت او است. نظير آنچه در آيه ٢٦ سوره «رعد» آمده: اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ لَه: «خداوند روزى را براى هر كس بخواهد گسترده و براى هر كس بخواهد محدود و تنگ مىكند».
ولى اين تفسير، با آنچه در منابع لغت آمده سازگار نيست، و آيه فوق نمىتواند شاهدى بر اين معنا بوده باشد.
***
سرانجام، در آخرين آيه مورد بحث، مىفرمايد: «آيا انسان نمىداند كه در كتب پيشين آمده: او است پروردگار ستاره شعرى»؟! «وَ أَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرى».
تكيه بر خصوص «ستاره شعرى»، علاوه بر اين كه اين ستاره درخشندهترين ستارگان آسمان است، كه معمولًا به هنگام سحر در كنار صورت فلكى «جوزا» در آسمان ظاهر مىشود و كاملًا جلب توجه مىكند، به خاطر اين است كه گروهى از مشركان عرب آن را مىپرستيدند، قرآن مىگويد: چرا «شعرى» را مىپرستيد؟ آفريدگار و پروردگار آن را بپرستيد.
ضمناً، بايد توجه داشت كه دو ستاره در آسمان است كه به نام «شعرى» ناميده مىشود، كه يكى در سمت «جنوب» ظاهر مىشود، و به همين دليل آن را «شعراى يمانى» مىنامند (زيرا «يمن» در جنوب «جزيره عربستان» است)، و ديگرى «شعراى شامى» كه در جهت «شمال» قرار دارد، ولى معروف همان «شعراى يمانى» است.
درباره ويژگىهاى جالب اين ستاره بحثهاى ديگرى است كه در نكات خواهد آمد.
***