تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٠
مىكند كه «نشأه ديگرى» در كار باشد، تا عدالت تحقق پذيرد.
به علاوه، شخص حكيم اين جهان پهناور را براى زندگى چند روزه با آن همه ناملائمات خلق نمىكند، حتماً بايد مقدمهاى باشد بر زندگى گستردهاى كه ارزش اين برنامه وسيع را دارد، يا به تعبير ديگر، هر گاه نشأه ديگرى نباشد، آفرينش اين جهان به هدف نهائى نخواهد رسيد.
اين نيز، قابل توجه است كه خداوند، چنين وعدهاى را به عنوان يك وعده حتمى به بندگانش داده، و صدق كلام او ايجاب مىكند كه وعدههايش تخلف ناپذير باشد.
***
سپس مىافزايد: «و او كسى است كه بندگان را بىنياز مىكند، و سرمايههاى باقى در اختيارشان مىنهد» «وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنى وَ أَقْنى».
خداوند، نه تنها در جنبههاى مادى نيازمندىهاى انسان را با لطف عميمش بر طرف ساخته، سرمايههاى مستمرى در اختيار او گذارده، كه در زندگى معنوى نيز احتياجات انسانها را در امر تعليم و تربيت و تكامل از طريق اعزام رسولان، و انزال كتب آسمانى، و عطاى مواهب معنوى مرتفع ساخته است.
«أَغْنى» از ماده «غنى» به معنى بىنيازى است، و «أَقْنى» از ماده «قنيه» (بر وزن جزيه)، به معنى اموال و سرمايههائى است كه انسان ذخيره مىكند. «١»
بنابراين، «أَغْنى» به معنى رفع نيازمندىهاى فعلى است، و «أَقْنى» به معنى اعطاى مواهب ذخيره است، كه در امور مادى همچون باغ و املاك و مانند آن است، و در امور معنوى همچون رضا و خشنودى خدا است كه بزرگترين سرمايه جاودانى محسوب مىشود.