تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٥
٤٠- و اين كه تلاش او به زودى ديده مىشود.
٤١- سپس به او جزاى كافى داده خواهد شد.
شأن نزول:
غالب مفسران براى آيات فوق شأن نزولى نقل كردهاند، ولى اين شأن نزولها هماهنگ نيست، آنچه بيشتر در ميان آنها معروف است دو شأن نزول زير است:
١- اين آيات ناظر به ماجراى «عثمان» است، او اموال فراوانى داشت و از اموال خود انفاق مىكرد، يكى از بستگان او به نام «عبداللَّه بن سعد» گفت: اگر به اين وضع ادامه دهى چيزى براى تو باقى نمىماند، «عثمان» گفت: من گناهانى دارم كه مىخواهم به اين وسيله رضا و عفو الهى را جلب كنم، «عبداللَّه» گفت:
اگر شترِ سواريت را با جهازش به من دهى، من تمام گناهانت را به گردن مىگيرم! «عثمان» چنين كرد، و بر اين قرارداد گواه گرفت، و بعد از آن از انفاق خوددارى كرد (آيات فوق نازل شد و اين كار را شديداً نكوهش كرد، و اين حقيقت را روشن ساخت كه هيچ كس نمىتواند بار گناه ديگرى را بر دوش گيرد، و نتيجه سعى و تلاش هر كس به خود او مىرسد). «١»
٢- آيه درباره «وليد بن مغيره» است، او به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و به اسلام نزديك شد، بعضى از مشركان او را سرزنش كرده، گفتند: آئين بزرگان ما را رها كردى، آنها را گمراه شمردى، و گمان كردى آنها در آتش دوزخند!
او گفت: راستى من از عذاب خدا مىترسم!، شخص سرزنش كننده گفت: