تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٣
آمده است (صفحه ٤١٣ به بعد).
ناگفته نماند كه گاه، ضرورتهائى ايجاب مىكند: انسان خود را با تمام امتيازاتى كه دارد معرفى كند، چرا كه بدون آن، هدفهاى مقدسى پايمال مىگردد، ميان اين گونه سخنان، با خودستائى و تزكيه نفس تفاوت بسيار است.
نمونه اين سخن، خطبه امام سجاد عليه السلام در «مسجد شام» است، در آن هنگام كه مىخواهد خود و خاندانش را به مردم «شام» معرفى كند، تا توطئه «بنى اميه» در زمينه خارجى بودن شهيدان «كربلاء» عقيم گردد، و نقشههاى شيطانى آنها نقش بر آب شود.
در روايتى از امام صادق عليه السلام نيز مىخوانيم، هنگامى كه از مسأله ستايش خويشتن سؤال كردند فرمود: «گاه به خاطر ضرورتهائى لازم مىشود» سپس به دو مورد از سخنان انبياء كه در قرآن آمده است استدلال كرد: نخست يوسف عليه السلام كه به «عزيز مصر» پيشنهاد كرد او را خزانهدار كشور «مصر» كند، و افزود: إِنِّي حَفِيْظٌ عَلِيْمٌ: «من نگاهبان آگاهى هستم»، و ديگرى در مورد پيامبر بزرگ خدا هود عليه السلام كه قوم خود را مخاطب ساخته گفت: أَنَا لَكُمْ ناصِحٌ أَمِيْنٌ: «من براى شما خيرخواه امينى مىباشم».
***