تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٨
گاه گناه از او سر مىزند، ولى طبيعت او نيست». «١»
در دنباله آيه براى تأكيد عدالت پروردگار، در مسأله پاداش و كيفر از علم بىپايان او كه همه بندگان و اعمالشان را فرا مىگيرد، سخن مىگويد، و مىفرمايد: «او نسبت به شما از همه آگاهتر است، از آن هنگام كه شما را از زمين آفريد، و در آن موقع كه به صورت جنينهائى در شكم مادرانتان بوديد» «هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ إِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ». «٢»
آفرينش انسان از زمين، يا به اعتبار خلقت نخستين او از طريق حضرت آدم است كه از خاك آفريده شده، و يا به اعتبار اين است كه تمام مواد تشكيل دهنده وجود انسان، از زمين گرفته شده، كه از طريق تغذيه در تركيببندى نطفه، و سپس در مراحل پرورش جنين، مؤثر است، و در هر حال، هدف اين است كه خداوند، از همان زمان كه ذرات وجود شما در لابلاى خاكهاى زمين بود، و از آن روز كه نطفه ناچيزى در رحم مادر در درون پردههاى ظلمانى رحم بوديد، از تمام جزئيات وجود شما آگاه بوده است، با اين حال، چگونه ممكن است از اعمال شما بىخبر باشد؟!
اين تعبير ضمناً مقدمهاى است براى سخن بعد كه مىفرمايد: «پس خودستائى نكنيد، و از پاك بودن خود سخن مگوئيد، چرا كه او پرهيزگاران را از همه بهتر مىشناسد» «فَلاتُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى».
نه نيازى به معرفى شما دارد، و نه شرح اعمال نيكتان، او هم از اعمال شما