تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٢
حجت بايد اعراض كرد.
اين نيز قابل توجه است كه اين دستور مخصوص پيامبر صلى الله عليه و آله نيست، بلكه همه مناديان راه حق را شامل مىشود، تا نيروهاى ارزشمند تبليغى خود را تنها در زمينههائى صرف كنند كه اميد اثر است، اما دنيا پرستان مغرورِ سياه دلى كه هيچ اميدى به هدايتشان نيست، بايد بعد از اتمام حجت، آنها را به حال خود رها ساخت، تا خداوند درباره آنها داورى كند.
***
در آخرين آيه مورد بحث، براى اثبات انحطاط فكرى اين گروه، مىافزايد:
«اين است آخرين حد معلومات آنها»! «ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ».
آرى، اوج افكار آنها به اينجا منتهى شده كه، افسانه دختران خدا را درباره ملائكه طرح كنند، و در ظلمات اوهام و خرافات دست و پا زنند، و اين است آخرين نقطه همت آنها كه خدا را به فراموشى بسپارند، و اقبال به دنيا كنند، و تمام شرف و حيثيت انسانى خود را با درهم و دينارى معاوضه نمايند.
و در پايان مىگويد: «پروردگار تو كسانى را كه از راه او گمراه شدهاند به خوبى مىشناسد، و هدايت يافتگان را نيز از همه بهتر مىداند» «إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى».
جمله «ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ» مىتواند اشاره به خرافاتى همچون «بتپرستى و فرشتگان را دختران خدا دانستن» باشد، يعنى نهايت آگاهى اين گروه همين موهومات است.
يا اشاره به «دنياپرستى و اسارت آنها در چنگال ماديات»، يعنى نهايت فهم و شعورشان اين است كه به خواب و خور و عيش و نوش و متاع فانى و زودگذر و زرق و برق دنيا قناعت كردهاند.