تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٧
آرزوهاى صادق، مايه غفلت و بىخبرى و تخدير و عقبماندگى است، مثل آرزوى رسيدن به عمر جاويدان، و خلود در زمين، و در اختيار گرفتن تمام اموال و ثروتها، و حكومت بر همه انسانها و موهومات ديگرى از اين قبيل.
و به همين دليل، در روايات اسلامى تشويق شده كه مردم به سراغ آرزوهاى خير بروند، در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم: مَنْ تَمَنّى شَيْئاً وَ هُوَ لِلَّهِ عَزَّوَجَلَّ رِضىً لَمْيَخْرُجْ مِنَ الدُّنْيا حَتّى يَعْطاهُ: «كسى كه تمنّى چيزى كند كه موجب رضاى خدا است، از دنيا بيرون نمىرود مگر به آن برسد»!. «١»
و از بعضى روايات، استفاده مىشود كه هر گاه در دنيا به آن نرسد، به ثواب و پاداش آن خواهد رسيد. «٢»
***
٢- سخنى درباره شفاعت
آيه اخير، از آياتى است كه به روشنى از امكان شفاعت به وسيله فرشتگان خبر مىدهد، جائى كه آنها حق شفاعت به اذن و رضاى خدا داشته باشند، انبياء و اولياى معصوم عليهم السلام به طريق اولى چنين حقى را دارند.
ولى، نبايد فراموش كرد كه آيه فوق، با صراحت مىگويد: اين شفاعت بىقيد و شرط نيست، بلكه مشروط به اذن و رضاى خدا است، و از آنجا كه اذن و رضاى او بىحساب نيست، بايد رابطهاى ميان انسان و او باشد تا اجازه شفاعت او را به مقربان درگاهش بدهد، و اينجاست كه اميد شفاعت به صورت يك مكتب تربيتى براى انسان درمىآيد، و مانع از گسستن تمام پيوندهاى او با خدا مىشود. «٣»
***