تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٥
عرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ وَ نَقْضِ الْهِمَمِ: «خدا را از ناكام ماندن تصميمها و باز شدن بستهها و شكستن ارادهها شناختم»! «١» جمع ميان اين تفسير و تفسير سابق نيز بعيد نيست.
***
در آخرين آيه مورد بحث، براى تأكيد بيشتر روى همين مسأله مىافزايد:
«چه بسيار فرشتگانى كه در آسمانها هستند، و شفاعت آنها هيچ گونه سودى نمىبخشد، مگر بعد از آنكه خدا براى هر كس بخواهد و راضى باشد، اجازه شفاعت دهد» «وَ كَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّماواتِ لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَرْضى».
جائى كه فرشتگان آسمان، با آن همه عظمت، حتى به صورت جمعى قادر بر شفاعت نيستند، جز به اذن و رضاى پروردگار، از اين بتهاى بىشعور و فاقد هر گونه ارزش، چه انتظارى داريد؟ آنجا كه عقابان تيز پرواز، پر و بالشان مىريزد، از پشههاى ناتوان چه كارى ساخته است؟ آيا شرمآور نيست كه مىگوئيد: ما اين بتها را مىپرستيم تا شفيعان ما بر درگاه خدا باشند؟!
تعبير به «كَمْ» (چه بسيار)، در اينجا به معنى عموم است، يعنى هيچ يك از فرشتگان نمىتوانند بىاذن و رضاى او شفاعت كنند؛ زيرا اين تعبير در لغت عرب، گاه در معنى جمعى به كار مىرود، همان گونه كه واژه «كثير» در آيه ٧٠ سوره «اسراء» به معنى عموم است: وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا: «ما بنى آدم را بر عموم مخلوقات خود برترى بخشيديم»، و نيز در آيه ٢٢٣ سوره «شعرا» درباره شياطين مىخوانيم: وَ أَكْثَرُهُمْ كاذِبُونَ: «اكثر آنها دروغگو