تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٠
پاك كند، شيطان و وساوس شيطانى را مبغوض دارد، و «ابليس» را بر قلب خويش مسلط نسازد، و به او راه ندهد.
هنگامى كه چنين كند، محبت خاصى در قلبش جاى مىدهم، آن چنان كه تمام دلش در اختيار من خواهد بود، و فراغت و اشتغال و همّ و غم و سخنش، از مواهبى است كه من به اهل محبتم مىبخشم!
چشم و گوش قلب او را مىگشايم، تا با گوش قلبش حقايق غيب را بشنود، و با دلش جلال و عظمتم را بنگرد»!
و سرانجام اين حديث نورانى با اين جملههاى بيدار كننده پايان مىگيرد:
«اى احمد! اگر بندهاى نماز تمام اهل آسمانها و زمين را به جا آورد، و روزه تمام اهل آسمانها و زمين را انجام دهد، همچون فرشتگان غذا نخورد، و لباس (فاخرى) در تن نپوشد (و در نهايت زهد و وارستگى زندگى كند)، ولى، در قلبش ذرهاى دنياپرستى يا رياستطلبى يا عشق به زينت دنيا باشد، در سراى جاويدانم در جوار من نخواهد بود! و محبتم را از قلب او بر مىكنم!
سلام و رحمتم بر تو باد، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِيْن». «١»
اين سخنان عرشى، كه روح انسان را با خود به اوج آسمانها مىبرد، و در معراج الهى سير مىدهد، و به آستانه عشق و شهود مىكشد، تنها قسمتى از حديث قدسى است.
افزون بر اين، ما اطمينان داريم كه غير از آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله در سخنانش براى ما بازگو كرده، اسرار و گفتگوها و رموز و اشاراتى ميان او و محبوبش در آن شب عشق و شوق، و جذبه و وصال، رد و بدل شده كه نه گوشها توانائى شنيدن آن را دارد، و نه افكار عادى قدرت دركش را، و به همين دليل، در درون جان پاك