تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٩
«حى» و «قيوم» و «كريم» است (همتشان آن چنان عالى است كه به غير او نظر ندارند) ...، مردم در عمر خود يك بار مىميرند، اما آنها به خاطر جهاد با نفس و مخالفت هوا، هر روز هفتاد بار مىميرند (و حيات نوين مىيابند)! ...
هنگامى كه براى عبادت در برابر من مىايستند، همچون بنيان مرصوص و سدى فولادينند، و در دل آنها توجهى به مخلوقات نيست.
به عزت و جلالم سوگند! كه من آنها را حيات و زندگى پاكيزهاى مىبخشم، و در پايان عمر، خودم قبض روح آنها مىكنم، و درهاى آسمان را براى پرواز روح آنها مىگشايم، تمام حجابها را از برابر آنها كنار مىزنم، و دستور مىدهم بهشت، خود را براى آنها بيارايد! ...
اى احمد! عبادت ده جزء دارد، كه نُه جزء آن طلب حلال است، هنگامى كه غذا و نوشيدنى تو حلال باشد تو در حفظ و حمايت منى ...».
و در فراز ديگرى آمده است: «اى احمد! آيا مىدانى كدام زندگى گواراتر و پردوامتر است»؟
عرض كرد: «خداوندا، نه»!
فرمود: «زندگى گوارا آن است كه صاحب آن لحظهاى از ياد من غافل نماند، نعمت مرا فراموش نكند، از حق من بىخبر نباشد، و شب و روز رضاى مرا بطلبد.
اما زندگى باقى آن است كه براى نجات خود عمل كند، و دنيا در نظرش كوچك باشد، و آخرت بزرگ، رضاى مرا بر رضاى خويشتن مقدم بشمرد، و پيوسته خشنودى مرا بطلبد، حق مرا بزرگ دارد، و توجه به آگاهى من نسبت به خودش داشته باشد.
در برابر هر گناه و معصيتى به ياد من بيفتد، و قلبش را از آنچه ناخوش دارم