تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٦
٥- گوشهاى از گفتگوهاى خداوند، با پيامبرش در شب معراج:
در كتب حديث، روايتى از اميرمؤمنان على عليه السلام از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در اين زمينه آمده است كه بسيار مشروح و طولانى است، و ما گوشههائى از آن را در اينجا مىآوريم، مطالبى كه نشان مىدهد گفتگوها در آن شب تاريخى بر چه محورى بوده، و چگونه همچون اوج آسمانها اوج گرفته است.
در آغاز حديث مىخوانيم: پيامبر صلى الله عليه و آله در «شب معراج»، از پروردگار سبحان چنين سؤال كرد: يا رَبِّ اىُّ الاعْمالِ أَفْضَلُ؟ «پروردگارا! كدام عمل افضل است»؟.
خداوند متعال فرمود: لَيْسَ شَىْءٌ عِنْدِي أَفْضَلٌ مِنَ التَّوَكُّلِ عَلَىَّ، وَ الرِّضا بِما قَسَمْتُ، يا مُحَمَّدُ! وَجَبَتْ مَحَبَّتِي لِلْمُتَحابِّيْنَ فِىَّ، وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتِي لِلْمُتَعاطِفِينَ فِىَّ، وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتِي لِلْمُتَواصِلِينَ فِىَّ، وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتِي لِلْمُتَوَكِّلِينَ عَلَىَّ، وَ لَيْسَ لِمَحَبَّتِي عَلَمٌ وَ لا غايَةٌ وَ لا نَهايَةٌ!: «هيچ چيز نزد من، برتر از توكل بر من، و رضا به آنچه قسمت كردهام نيست، اى محمّد! آنها كه به خاطر من يكديگر را دوست دارند، محبتم شامل حال آنها است، و كسانى كه به خاطر من مهربانند، و به خاطر من پيوند دوستى دارند، آنها را دوست دارم، و نيز محبتم براى كسانى كه توكل بر من مىكنند، فرض و لازم است، و براى محبت من حد و حدود، و مرز و نهايتى نيست»!
و به اين ترتيب، گفتگوها از محبت شروع مىشود، محبتى بىانتها و گسترده، و اصولًا عالم هستى بر همين محور محبت دور مىزند.
در فراز ديگرى آمده است: «اى احمد! «١»
همچون كودكان مباش! كه سبز و