تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٩
رسول خدا صلى الله عليه و آله به هنگام نزول از «معراج»، در كنار «سدرة المنتهى»، «جبرئيل» را در صورت اصليش ديد، و چشم او در مشاهده اين صحنه هرگز گرفتار اشتباهى نشد.
پيامبر صلى الله عليه و آله در اينجا بعضى از آيات بزرگ حق را مشاهده كرد، كه منظور از آن، يا همان صورت واقعى جبرئيل است، و يا بعضى از آيات عظمت آسمانها و عجائب آن، و يا هر دو.
ولى، اشكالاتى كه سابقاً براى اين تفسير ذكر كرديم همچنان باقى است، بلكه پارهاى از اشكالات ديگر بر آن افزوده مىشود، از جمله:
تعبير به «نَزْلَةً اخْرى» (در يك نزول ديگر) طبق اين تفسير، مفهوم روشنى ندارد، و اما بر طبق تفسير دوم، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در يك «شهود باطنى ديگر»، به هنگام معراج بر فراز آسمانها، ذات پاك خدا را مشاهده كرد، و به تعبير ديگر، خداوند بار ديگر، بر قلب پاك او نزول فرمود «نَزْلَةً اخْرى» و شهود كامل تحقق يافت، در محلى كه منتها اليه قرب الى اللَّه از سوى بندگان است، در كنار «سدرة المنتهى»، در آنجا كه «جَنَّةُ الْمَأْوى» قرار دارد، در حالى كه «سدرة المنتهى» را حجابهائى از نور پوشانده بود.
ديده قلب پيامبر صلى الله عليه و آله در اين شهود، هرگز به غير حق نيفتاد، و جز او نديد، و در همانجا بود كه نشانههاى عظمت خداوند را، در آفاق و انفس نيز مشاهده كرد.
مسأله شهود باطنى، چنان كه قبلًا نيز اشاره كرديم، يك نوع درك و ديدى است كه نه شباهت با «ادراكات عقلى» دارد، و نه با «ادراكات حسى» كه انسان از طريق حواس ظاهر آن را درك مىكند، و از جهاتى مىتوان آن را شبيه علم انسان به وجود خود، و افكار و تصورات خود دانست.
توضيح اين كه: ما به وجود خود يقين داريم، افكار خود را درك مىكنيم، از