تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٢
كامل و در حد اعتدال درآمد، و در افق اعلى قرار گرفت. «١»
سپس نزديك شد، و نزديكتر شد، آن چنان كه ميان او و پروردگارش به اندازه دو قوس بيشتر نبود، و در همين جا بود كه آنچه وحى كردنى بود خداوند به بندهاش وحى كرد.
و از آنجا كه براى جمعى، اين شهود باطنى سنگين مىآمد، تأكيد مىكند كه قلب پيامبر صلى الله عليه و آله آنچه را ديده به حق و راستى ديده است، و نبايد شما در برابر اين سخن با او به مجادله برخيزيد.
همان گونه كه گفتيم، تفسير اين آيات به شهود باطنى پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت به خداوند، صحيحتر و با روايات اسلامى موافقتر، و براى پيامبر صلى الله عليه و آله فضيلتى است برتر، و مفهومى است لطيفتر (وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِحَقائِقِ الامُورِ). «٢»
اين بحث را با حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله و حديثى از على عليه السلام پايان مىدهيم.
از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله پرسيدند: هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ؟: «آيا پروردگارت را هرگز ديدهاى»؟!
در پاسخ فرمود: رَأَيْتُهُ بِفُؤادِى: «من او را با چشم دل ديدهام»!. «٣»
و در «نهج البلاغه» در صدر همان خطبه «ذعلب يمانى» آمده است كه، از آن حضرت سؤال كرد: هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ يا أَمِيْرَ الْمُؤْمِنِيْنَ؟! «آيا هرگز